تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
من بين يديه و من خلفه ، و عن يمينه و عن شماله ، ليقتحم غفلته ، و يستلب غرتّه . ( 1 ) و قد كان من أبي سفيان في زمن عمر بن الخطّاب فلتة من حديث النّفس ، و نزغة من نزغات الشّيطان ، لا يثبت بها نسب ، و لا يستحقّ بها إرث ، و المتعلّق بها كالواغل المدفّع ، و النّوط المذبذب . ( 2 ) بدرستى كه او شيطان است كه آيد به مرد از پيش او و از پس او ، و از راست او و از چپ او ، تا در افكند او را در حال غفلت او ، و در ربايد [ او را در حين ] فريفتن او . ( 1 ) و بدرستى كه بود از ابو سفيان در زمان [ خلافت ] عمر خطّاب ، ناگاه جستنى از حديث نفس [ او ] ، و وسوسه‌اى از وسوسه‌هاء شيطان ، [ كه ] ثابت نشود به او نسبتى ، و سزاوار نشود به او ميراثى ، و تعلّق گيرندهء به آن [ گفتار ] همچو در شونده در [ ميان ] شراب [ خواران است كه هميشه او را برانند از خود و ] دفع كنند ، و [ مانند چيزى است در حال ] آويختن [ كه مدام جنبان و ] مضطرب [ با ] شد . ( 2 ) پس