بدا له ذلك يوما مّا . ( 69 ) و من ظنّ بك خيرا فصدّق ظنهّ ، و لا تضيعنّ حقّ أخيك اتّكالا على ما بينك و بينه ، فإنهّ ليس لك بأخ من أضعت حقهّ . ( 70 ) و لا يكن أهلك أشقى الخلق بك ، و لا ترغبنّ فيمن زهد فيك ، و لا يكوننّ أخوك أقوى على قطيعتك منك على صلته ، و لا يكوننّ على الإساءة أقوى منك على الإحسان . ( 71 ) و لا يكبرنّ عليك ظلم من ظلمك ، فإنهّ يسعى في مضرتّه و نفعك ، و ليس جزاء من سرّك أن تسوءه .
( 72 ) [ جهت ] نفس خود بقيهّء از صلح [ را ] ، كه باز گردى به آن بقيهّ اگر ظاهر شود براى او [ اين ] خواهش او روزى از روزها . ( 69 ) و هر كه گمان برد به تو به نيكوئى پس راست گردان گمان او را ، و ضايع مكن حقّ برادر خود را براى تكيه داشتن [ و ] اعتماد بر آنچه ميان تو و ميان او است ، بدرستى كه - امر و شأن آن است كه - نيست مر تو را برادر كسى كه ضايع كنى حقّ او را . ( 70 ) و بايد كه نباشد اهل تو شقى ترين خلق به تو ، و رغبت مكن در دوستى آن كس كه بى رغبت باشد در تو ، و بايد كه نباشد برادر تو قوى تر بر جدائى كردن با تو از تو بر پيوستگى [ به ] او [ و محبّت تو به او ] ، و بايد كه نباشد [ برادر تو ] بر بدى [ كردن ] قوى تر از تو بر نيكوئى كردن [ تو به او ] . ( 71 ) و بايد كه بزرگ نيايد بر تو [ ظلم ] كسى كه ظلم كند با تو ، بدرستى كه [ ظالم ] سعى كند در مضرّت خود [ از عقوبت الهى ] و سود تو [ از ثواب اخروى ] ، و نيست جزاء كسى كه شاد كند تو را كه غمگين كنى او را . ( 72 ) و بدان اى پسرك
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٦٧