تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
و من تفكّر أبصر ، قارن أهل الخير تكن منهم ، و به اين أهل الشّرّ تبن عنهم ، بئس الطّعام الحرام و ظلم الضّعيف أفحش الظّلم إذا كان الرّفق خرقا كان الخرق رفقا ، ربّما كان الدّواء داء ، و الدّاء دواء . و ربّما نصح غير النّاصح ، و غشّ المستنصح . ( 63 ) [ و ] إيّاك و الاتّكال على المنى فإنّها بضائع النّوكى ، و العقل حفظ التّجارب ، و خير ما جرّبت ما وعظك . ( 64 ) بادر الفرصة قبل أن تكون هر كه بسيار گويد بيهوده گويد ، و هر كه فكر كند ببيند ، پيوستگى كن با اهل خير تا بباشى از ايشان ، و جدائى كن با اهل شر تا جدا باشى از ايشان ، بد طعام است حرام ، و ظلم كردن بر ضعيف زشت ترين ظلم [ ها ] باشد ، چون [ كه ] باشد نرمى كاليوگى ، باشد كاليوگى نرمى ، بسا كه باشد دارو درد و درد دارو ، و بسا كه نيكو خواهى كند جز نيك خواهى كنند [ ه ] ، و خيانت كند نيك خواه شمرده . ( 63 ) و بپرهيز از اعتماد كردن بر آرزوها ، بدرستى كه آن سرمايه‌هاى احمقان است ، و عقل نگهداشتن آزمايش ها است ، و بهترين آن چه [ كه ] آزمايش كنى [ آن است كه ] پند