الهلكة ، و طن استطعت ألّا يكون بينك و بين اللّه ذو نعمة فافعل ، فإنّك مدرك قسمك ، و آخذ سهمك ، فإن اليسير من اللّه سبحانه أكرم و أعظم من الكثير من خلقه و إن كان كلّ منه . ( 60 ) و تلافيك ما فرط من صمتك أيسر من إدراكك ما فات من منطقك ، و حفظ ما في الوعاء بشدّ الوكاء ، و حفظ ما في يديك أحبّ إليك من طلب ما في يد غيرك . ( 61 ) و مرارة اليأس خير من الطّلب إلى النّاس ، و الحرفة مع العفّة خير من الغنى مع الفجور ، و المرء أحفظ لسرهّ ، و ربّ ساع فيما يضرهّ ( 62 ) من أكثر أهجر ، وارد كنند تو را به آبشخورها هلاكت ، و اگر توانى كه نباشد ميان تو و ميان خدا خداوند نعمتى پس بكن ، بدرستى كه تو دريابندهء قسمت خودى از روزى ، و فرا گيرندهء نصيب خود [ ى ] ، بدرستى كه اندك از خدا - كه منزهّ است - گرامى تر و بز [ ر ] گتر از بسيار از خلق او و اگر چه بود همه از او . ( 60 ) [ تلافى كردن ] و در يافتن آنچه [ كه ] برفت از [ سكوت و ] خاموشى تو اندك تر باشد از دريافتن تو آنچه فائت شد از سخن گفتن تو ، و نگهداشتن آنچه در باردان باشد به محكم گردانيدن سر بند [ آن است ] ، و نگهداشتن آنچه در دو دست تو است دوست تر [ است ] به تو از طلب كردن آنچه در دست غير تو است . ( 61 ) و تلخى نوميدى بهتر باشد از طلب كردن از مردمان ، و محرومى وا عفّت بهتر باشد از توانگرى وا نافرمانى ، و مرد نگهدارتر باشد مر سرّ خود را ، و بسا سعى كنند [ ه است ] در آنچه [ كه ] زيان كند او را ( 62 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٦٣