يجتمع لك ما تحبّ من نفسك ، و فراغ نظرك و فكرك ، فاعلم أنّك إنّما تخبط العشواء ، و تتورّط الظّلماء . و ليس طالب الدّين من خبط و لا خلط ، و الإمساك عن ذلك أمثل . ( 24 ) و تفهّم يا بنيّ وصيّتي ، و اعلم أنّ مالك الموت هو مالك الحياة ، و أنّ الخالق هو المميت ، و أنّ المفني هو المعيد ، و أنّ المبتلي هو المعافي ، و أنّ الدّنيا لم تكن لتستقرّ إلّا على ما جعله اللّه عليه من النّعماء ، و الابتلاء ، و الجزاء في المعاد ، أو ما شاء ممّا لا تعلم .
( 25 ) فإن در آنچه تفسير كردم مر تو را . ( 23 ) و اگر كه جمع نيايد براى تو آنچه دوست دارى تو از تمام شدن كار تو ، و فارغ شدن نظر تو و فكر تو ، پس بدان بدرستى كه تو پا مى كوبى چون ناقهء شب كور ، و در ورطهء شبهات و تاريكى مى افتى ، و نيست طالب دين كسى كه پا كوبد ، و نه كسى كه بياميزد حق [ را ] به باطل ، و باز ايستادن از آن فاضل تر [ است در راه خداوند ] . ( 24 ) [ و ] پس فهم كن اى پسرك من وصيّت من ، و بدان بدرستى كه مالك موت او است مالك حيات ، و بدرستى كه آفريننده او است ميراننده ، و بدرستى كه نيست كننده او است آفريننده ديگر بار ، و بدرستى كه كراهت رساننده او است عافيت دهنده ، و بدرستى كه دنيا نبود تا قرار گيرد الّا بر آن كه گرداند آن دنيا را خدا بر او از نعمت ها تا شكر كنند ، و به بلا آزمودن تا صبر كنند ، و جزا [ دادن ] در معاد يعنى در جاى بازگشت ، يا آنچه خواهد [ او سبحانه ] از آنچه ندانيم ما . ( 25 ) پس اگر مشكل گشت بر تو چيزى از آن [ اسرار ] ،
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٤٩