تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
آخر ذلك إلى الأخذ بما عرفوا ، و الإمساك بما لم يكلّفوا ، فإن أبت نفسك أن تقبل ذلك دون أن تعلم كما كانوا علموا فليكن طلبك ذلك بتفهّم و تعلّم ، لا بتورّط الشّبهات ، و غلوّ الخصومات . ( 22 ) و ابدأ قبل نظرك في ذلك بالاستعانة بإلهك ، و الرّغبة إليه في توفيقك ، و ترك كلّ شائبة أولجتك في شبهة ، أو أسلمتك إلى ضلالة . فإن أيقنت أن قد صفا قلبك فخشع ، و تمّ رأيك و اجتمع ، و كان همّك في ذلك همّا واحدا ، فانظر فيما فسّرت لك . ( 23 ) و إن أنت لم را آخر آن نظر وا فرا گرفتن به آنچه شناختند ، و امساك كردن از آنچه تكليف نكردند ايشان را ، پس اگر باز ايستاد نفس تو كه قبول كند آن را پيش از آن كه بدانى چنان كه بودند كه مى دانستند [ ايشان ] ، پس بايد كه باشد طلب [ كردن ] تو آن [ را ] به فهم كردن و آموختن ، نه به وارد شدن به ورطهء شبهه‌ها ، و غلبه كردن [ بر ] خصمان . ( 22 ) و ابتدا كن - پيش از نظر كردن تو در آن - به يارى خواستن به خداى خود ، و رغبت كردن به خدا در توفيق دادن او تو را ، [ و ] بگذاشتن هر آميزنده‌اى كه در آويزد تو را در شبهات ، يا فرا سپرد تو را به گمراهى ، پس چون يقين شد تو را بدرستى كه صافى شد دل تو پس ترسناك شد ، و تمام شد تدبير تو و جمع شد آنچه دوست دارى تو از تمام شدن راى تو و جمعيّت خاطر ، و بود قصد تو در آن يك قصد و [ يك ] غم ، پس بنگر
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 248 | خطب الإمام علي ( ع ) / مجهول قرن 5 و 6