أي بنيّ ، إنّي لمّا رأيتني قد بلغت سنّا ، و رأيتني أزداد و هنا ، بادرت بوصيّتي إليك ، و أوردت خصالا منها قبل أن يعجل بي أجلي دون أن أقضي إليك بما في نفسي ، أو [ أن ] أنقص في رأيي كما نقصت في جسمي ، أو يسبقني إليك بعض غلبات الهوى و فتن الدّنيا ، فتكون كالصّعب النّفور . ( 12 ) و إنّما قلب الحدث كالأرض الخالية ما ألقي فيها من شيء قبلته ، فبادرتك بالأدب قبل أن يقسو قلبك ، و يشتغل لبّك ، لتستقبل بجدّ رأيك كه واجب نباشد آموختن او . ( 11 ) اى پسرك من ، بدرستى كه من آن گاه چون ديدم خود را [ كه ] برسيدم به سنّى ، و ديدم خود را كه زايد مىشود سستى ، پيشى گرفتم به وصيّت خود به تو ، و وارد آوردم خصلت هايى از آن [ وصيّت ] پيش از آنك تعجيل كند به من اجل من پيش از آنكه ادا كنم به تو به آنچه در نفس من است ، يا نقصان كنند در تدبير من چنان كه نقصان كردند مرا در تن من ، يا سبقت برد مرا وا تو بعضى غلبههاى هواى نفس و فتنههاى دنيا ، پس باشى تو چون شتر رام نكردهء رمنده . ( 12 ) و بدرستى كه دل مرد جوان همچو زمين باشد خالى از نبات آنچه بيندازند در او از چيزى فرا پذيرد آن را ، پس پيش دستى كردم تو را به [ تعليم ] ادب پيش از آنك سخت شود دل تو ، و مشغول شود عقل تو ، تا رو آورى تو به كوشش تدبير خود از كار [ به ]
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٤٤