تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
بالحكمة ، و ذللّه بذكر الموت ، و قررّه بالفناء ، و بصرّه فجائع الدّنيا ، و حذرّه صولة الدّهر و فحش تقلّب اللّيالي و الأيّام ، و اعرض عليه أخبار الماضين ، و ذكرّه بما أصاب من كان قبلك من الأوّلين . ( 6 ) و سر في ديارهم و آثارهم ، فانظر فيما فعلوا و عمّا انتقلوا ، و أين حلّوا و نزلوا فإنّك تجدهم [ قد ] انتقلوا من الأحبّة ، و حلّوا ديار الغربة ، و كأنّك عن قليل قد صرت كأحدهم . ( 7 ) فأصلح مثواك ، و لا تبع آخرتك بدنياك ، و دع القول فيما لا تعرف ، و الخطاب فيما لا تكلّف ، و أمسك عن طريق إذا خفت ضلالته ، فإنّ الكفّ عند حيرة الضّلال خير من ركوب الأهوال . ( 8 ) را به يقين ، و روشن كن او را به حكمت ، و رام كن او را به ياد مرگ ، و قرار ده او را به فنا ، و بينا گردان او را [ به ] ناگاه آينده‌هاى دنيا ، و بترسان او را [ از ] حمله‌هاى روزگار ، و [ از ] زشتى گرديدن شب ها و روزها ، و عرضه كن بر او خبرهاى گذشتگان ، و با ياد ده او را به آنچه برسيد [ ه ست ] كسى را كه بود پيش از [ تو از ] پيشينيان . ( 6 ) و برو در سراهاى ايشان و اثرهاى ايشان ، پس بنگر به آنچه كردند ايشان ، و از چه چيز نقل كردند ايشان ، و كجا فرود آمدند و نزول كردند بدرستى كه تو يا بى ايشان را كه نقل كرد [ ه ] اند از دوستان [ خود ] و حلول كرد [ ه ] اند [ به ] سراهاى غريبى ، و گوئى كه تو از اندك زمانى بدرستى كه گردى تو همچو يكى از ايشان . ( 7 ) پس با صلاح آور جاى باز گشت خود را ، و مفروش آخرت خود را به دنياى خود ، و دست بدار گفتار [ ر ] ا در آنچه نشناسى تو ، و خطاب [ را ] در آنچه [ كه مكلّف نيستى ] ، و باز ايست از راهى [ كه ] چون ترسى تو گمراهى او را ، بدرستى كه باز استادن نزديك سرگشتگى گمراه شدن بهتر باشد از برنشستن هول ها . ( 8 ) و امر كن به نيكوئى تا
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 242 | خطب الإمام علي ( ع ) / مجهول قرن 5 و 6