31 - و من وصيته عليه السلام للحسن بن علي عليه السلام ، كتبها إليه « بحاضرين » عند انصرافه من صفين :
من الوالد الفان ، المقرّ للزّمان ، المدبر العمر ، المستسلم للدّهر ، الذّام للدّنيا ، السّاكن مساكن الموتى ، الظّاعن عنها غدا ، إلى المولود المؤمّل ما لا يدرك ، السّالك سبيل من قد هلك ، غرض الأسقام ، و رهينة الأيّام ، و رميّة المصائب ، و عبد الدّنيا ، و تاجر 31 - [ و از وصيتّ هاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] ، مر حسن بن على را « ع » ، نوشت اين نامه را به او به حاضرين - نام موضعى است - نزديك باز گرديدن او از صفّين : از پدر فانى ، اقرار كنند [ ه ] مر زمان [ غلبه كننده را ] ، ادبار كننده [ و پشت كنندهء به ] عمر ، گردن نهندهء مر روزگار [ را ] ، مذمّت كنند [ ه ] مر دنيا [ را ] ، آرام گيرنده [ در ] جاى آرام مردگان ، كوچ كننده از آن [ مسكن ها ] فردا ، وا فرزند اميد دارنده [ به ] آنچه [ كه ] در نيابد [ آن را ] ، رونده [ است ] راه كسى كه بدرستى كه هلاك شد ، نشانهء رنج ها [ و آلام ] ، و گرو كردهء روزها ، و شكار و انداختهء مصيبت ها ، و بندهء دنيا ، و بازرگانى كنندهء فريفتگى ، و وام بر آمدهء مرگ ها ، و اسير مرگ ، و هم عهد و همنشين
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٣٩