و محجّة نهجة ، و غاية مطّلبة ، تردها الأكياس ، و تخالفها الأنكاس ، من نكّب عنها جار عن الحقّ ، و خبط في التيّه ، و غيّر اللّه نعمته ، و أحلّ به نقمته . ( 1 ) فنفسك نفسك فقد بيّن اللّه لك سبيلك ، حيث تناهت بك أمورك ، فقد أجريت إلى غاية خسر ، و محلّة كفر ، و إنّ نفسك قد أوحلتك شرّا ، و أقحمتك غيّا ، و أوردتك المهالك ، و أوعرت عليك المسالك . ( 2 ) راهها است روشن ، و حجتّ ها است پيدا ، و غايتى [ است ] طلب كرده ، وارد شوند آن را زيركان ، و خلاف كنند آن را فرومايگان ، هر كس كه رو بگرداند از آن بگردد از حق ، و پا كوبد در حيرت و سرگشتگى ، و بگرداند خدا نعمت او را ، و فرو آورد به او عذاب خود را . ( 1 ) پس درياب نفس خود را [ و ] نگهدار از عذاب خدا بدرستى كه پيدا كرد خدا براى تو راه تو را ، و آن جا [ كه ] به نهايت رسيد به تو كارهاى تو ، بدرستى كه روان كردى عمر خود را وا غايت زيان كارى ، و جاى فرود آوردن كافرى ، و بدرستى كه نفس تو واقع آورد تو را در وحل بدى ، و در انداخت تو را در جهالت ، و در آورد تو را در جاى مهلكهها ، و درشت [ و ناهموار ] گردانيد بر تو جاى رفتن را . ( 2 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٣٨