تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
فسيطلبك من تطلب ، و يقرب منك ما تستبعد ، و أنا مرقل منك في جحفل من المهاجرين و الأنصار ، و التّابعين بإحسان ، شديد زحامهم ، ساطع قتامهم ، متسربلين سرابيل الموت . ( 17 ) أحبّ اللّقاء إليهم لقاء ربّهم ، قد صحبتهم ذرّيّة بدريّة ، و سيوف هاشميّة ، قد عرفت مواقع نصالها في أخيك و خالك و جدّك و أهلك وَ ما هِيَ مِنَ الظّالِمِينَ بِبَعِيدٍ . ( 18 ) ( 16 ) پس زود بود كه طلب كند تو را آن كس كه تو طلب او مى كنى ، و نزديك آيد به تو آنك دور مى شمرى ، و من شتاب كننده‌ام [ به سوى ] تو با لشكرى قوى و عظيم از مهاجرين و انصار ، و تابعان به نيكوئى كردن ، سخت و قوى [ است ] انبوهى ايشان ، بلند شونده [ است ] غبار ايشان ، پوشندگانند پيرهن هاى مرگ . ( 17 ) دوسترين ديدار مر ايشان را ديدن پروردگار ايشان ، بدرستى كه يار شدند با ايشان فرزندان [ جنگ ] بدر ، و شمشيرهاى [ شان ] هاشمى [ است ] ، بدرستى كه مى شناسى تو جاهاى پيكان هاى آن شمشيرها [ را ] در برادر تو [ حنظله ] و [ در ] خال تو [ كه وليد بن عتبه است ] و [ در ] جدّ تو [ عتبة بن ربيعه ] و [ در ] اهل تو [ كه جفا پيشه بودند ] « و نيست آن [ امور ] از ظالمان دور » . ( 18 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 235 | خطب الإمام علي ( ع ) / مجهول قرن 5 و 6