19 - و من كتاب له عليه السلام إلى بعض عماله
أمّا بعد ، فإنّ دهاقين أهل بلدك شكوا منك قسوة و غلظة ، و احتقارا و جفوة ، فنظرت فلم أرهم أهلا لأن يدنوا لشركهم ، 19 - [ و از نامههاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] ، وا بعض عاملان خود : [ امّا ] بعد از حمد خدا ، بدرستى كه دهقانان اهل شهر تو شكايت كردند از تو ، سخت دلى و درشتى [ تو ] را ، و حقير داشتن و سخت دلى [ تو ] ، پس نظر كردم پس نديدم ايشان را اهل [ و ] سزاوار به آن كه نزديك گردانند [ ايشان را به تو ] به [ سبب ] شرك ايشان ، و نه آنك دور گردانند و جفا كنند [ ايشان را ] مر عهد ايشان