شهد على ذلك العقل إذا خرج من أسر الهوى ، و سلم من علائق الدّنيا . » ( 8 )
4 - و من كتاب كتبه إلى بعض أمراء جيشه :
فإن عادوا إلى ظلّ الطّاعة فذلك الّذي نحبّ ، و إن توافت الأمور بالقوم إلى الشّقاق و العصيان فانهد به من أطاعك إلى من عصاك ، و استعن به من انقاد معك عمّن تقاعس عنك ، فإنّ المتكاره مغيبه خير من مشهده ، و قعوده أغنى من نهوضه . شوند آنجا كسانى كه باطل باشند » ، گواهى دهد بر اين راى عقل چون بيرون رود از اسيرى هواى نفس ، و به سلامت ماند از باز دارندههاى دنيا . ( 8 ) 4 - [ و از نامههاى آن حضرت است ، كه نوشت به بعضى از امراى لشكر خود ، و آن عثمان بن حنيف است در بصره ] : پس اگر باز گرديد [ ند دشمنان ] وا سايهء طاعت ، پس آن است آنچه [ كه من ] دوست مى دارم ، و اگر تمام شد كارهاى قوم [ و منتهى شد ] وا خلاف و نافرمانى ، پس برخيز با آن كس كه فرمان بردارى كند تو ر [ ا ] وا آن كس كه نافرمانى كند تو ر [ ا ] ، و يارى طلب به آن كس كه فرمان بردار باشد با تو از آن كس كه باز پس ايستد از تو ، پس بدرستى كه كراهت دارنده چيزى را جاى غايب بودن او بهتر باشد از حاضر بودن او ، و نشستن او سودمندتر باشد از برخاستن او .