تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣

7 - و من كتاب له عليه السلام إليه أيضا

أمّا بعد ، فقد أتتني منك موعظة موصّلة ، و رسالة محبّرة ، نمّقتها بضلالك ، و أمضيتها بسوء رأيك . ( 1 ) و كتاب امرى ء ليس له بصر يهديه ، و لا قائد يرشده ، قد دعاه الهوى فأجابه ، و قاده الضّلال فاتبّعه ، فهجر لاغطا ، و ضلّ خابطا . ( 2 ) و من هذا الكتاب : لأنّها بيعة واحدة لا يثنّى فيها النّظر ، و لا يستأنف 7 - [ و از نامه‌هاى آن حضرت عليه - السّلام - است ، به معاويه ] : بعد از حمد خدا بدرستى كه آمد به من از [ سوى ] تو موعظه [ اى چند كه به هم پيوند كرده از سخنان ديگران ] ، و رساله [ اى آراسته شده كه ] بنوشتى آن را به گمراهى خود ، و بگذرانيدى آن را به بدى راى خود . ( 1 ) و [ آمد به من ] نامهء مردى كه نيست مر او را بصيرتى كه هدايت كند او را ، و نه مهتر و امامى كه ارشاد كند او را ، بدرستى كه بخواند آن را هواى نفس پس اجابت كرد او را ، و بكشيد او را گمراهى [ و او ] پس روى كرد او را ، پس بيهوده گفت فحش گوينده ، و گمراه شد پاكوبنده . ( 2 ) [ و از همين نامه است ] : بدرستى كه آن بيعتى بود [ با من ] يك بار [ واقع شده ] كه مكرّر و عود نكند در آن