227 - و من خطبة له عليه السلام
دار بالبلاء محفوفة ، و بالغدر معروفة ، لا تدوم أحوالها ، و لا تسلم نزّالها .
أحوال مختلفة ، و تارات متصرّفة ، العيش فيها مذموم ، و الأمان فيها معدوم ، و إنّما أهلها فيها أغراض مستهدفة ، ترميهم بسهامها ، و تفنيهم بحمامها . ( 1 ) و اعلموا عباد اللّه أنّكم و ما أنتم [ فيه ] في هذه الدّنيا على سبيل من قد مضى قبلكم ، ممّن كان أطول منكم أعمارا ، و أعمر ديارا ، و أبعد آثارا ، أصبحت أصواتهم هامدة ، و رياحهم راكدة ، 227 - [ و از سخنان آن حضرت - عليه السّلام - است ] : [ دنيا ] سرائى است به بلا گرد در گرفته ، و به غدر معروف شده ، دائم نماند حال هاى او ، و به سلامت نمانند فرو آيندگان او ، حال هاى مختلفه است او را ، و حالات گردنده [ است او را ] ، عيش [ و زندگانى ] در او نكوهيده است ، و امان در او نيست شده ، و بدرستى كه اهل او در او نشانههااند [ كه ] هدف [ تير بلا ] ساخته ، كه اندازد به ايشان به تيرهاى خود ، و نيست كند ايشان را به مرگ خود . ( 1 ) و بدانيد اى بندگان خدا بدرستى كه شما و آنچه شما در اوئيد در اين دنيا بر راه آن كس ايد كه بگذشتند پيش از شما ، از آن كس كه بود درازتر از شما [ به ] عمرها ، و آبادان تر به سراها ، و دور تر [ و بر افراشتهتر ] به اثرها [ و كنگرهها ] گشته آوازهاى ايشان فرو نشسته ، و بادهاء دولت ايشان استاده ، و تنهاى ايشان كهنه شده ، و سراهاى ايشان خالى مانده ،