تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
تحت أفلاكها ، على أن أعصي اللّه في نملة أسلبها جلب شعيرة ما فعلته . ( 6 ) و إنّ دنياكم عندي لأهون من ورقة في فم جرادة تقضمها . ما لعليّ و لنعيم يفنى ، و لذّة لا تبقى نعوذ باللهّ من سبات العقل ، و قبح الزّلل ، و به نستعين . ( 7 )

226 - و من دعاء له عليه السلام

اللّهمّ صن وجهي باليسار ، و [ لا ] تبتذل جاهي بالإقتار ، فأسترزق طالبي رزقك ، و أستعطف شرار خلقك ، و أبتلى به حمد من أعطاني ، و أفتتن بذمّ من منعني ، و أنت من وراء ذلك كلهّ وليّ الإعطاء و المنع ، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . است ، بر آن [ كه ] تا نافرمانى كنم خدا را در [ حقّ ] مورچه‌اى كه در ربايم از او پوست جوى [ را ] نكنم آن را . ( 6 ) و بدرستى كه دنياى شما نزديك من آسان تر است از برگى كه در دهن ملخى [ باشد ] كه شكند و خورد آن را ، چيست مر على را و مر نعمتى كه نيست گردد ، و لذّتى كه باقى نما [ ند ] پناه مى گيريم [ به خدا ] از غفلت عقل ، و زشتى لغزيدن ، و به او يارى مى خواهيم . ( 7 ) 226 - [ و از دعاهاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] : اى بار خدا نگهدار آبروى مرا به توانگرى ، و به باد مده و مريزان آبروى مرا به تنگ دستى ، پس طلب رزق كنم از طالبان روزى تو ، و مهربانى خواهم از بدترينان خلق تو ، و مبتلا كنند مرا به ستودن آن كس كه عطا داد مرا ، و در فتنه اندازند به مذمّت آن كس كه بازداشت مرا ، و [ حال آن كه ] تو از پيش آن همه ، سزاى عطا دادنى و منع كردن ، « بدرستى كه تو بر همه چيزى قادرى » .