تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
و كأن [ قد ] صرتم إلى ما صاروا إليه ، و ارتهنكم ذلك المضجع ، و ضمّكم ذلك المستودع ، فكيف بكم لو تناهت بكم الأمور ، و بعثرت القبور : هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ ، وَ رُدُّوا إِلَى اللّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ ، وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ . ( 5 )

228 - و من دعاء له عليه السلام

اللّهمّ إنّك آنس الآنسين بأوليائك ، و أحضرهم بالكفاية للمتوكّلين عليك . تشاهدهم في سرائرهم ، و تطّلع عليهم في ضمائرهم ، و تعلم مبلغ بصائرهم . ( 1 ) فأسرارهم لك مكشوفة ، و قلوبهم إليك ملهوفة ، إن أوحشتهم الغربة آنسهم ذكرك ، گرو كرد شما را آن خوابگاه ، و با هم آورد شما را آن جاى امانت ، پس چه گونه باشد به شما اگر به نهايت رسد به شما كارها ، و بر انگيخته شوند آنان كه در گورها باشند : « آنجا بدانند هر نفس آنچه پيش بفرستاد ، و باز گردانند ايشان را وا خدا كه مولاى ايشان است [ به ] حق [ و راستى ] ، و گم شود از ايشان آنچه كه بودند آنان كه دروغ مى بافتند » . ( 5 ) 228 - [ و از دعاهاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] : اى بار خدا بدرستى كه تو انس گيرنده‌تر انس گيرندگانى به دوستان خود ، و حاضر [ تر ] ين ايشان به كفايت كردن مر متوكّلان را بر تو ، [ به ] معاينه مى بينى ايشان را در پنهانى هاى ايشان ، و مطلّع مى شوى بر ايشان در ضميرهاى ايشان ، و مى دانى مبلغ بصائر ايشان . ( 1 ) پس سرهاء ايشان مر تو را كشف شده است ، و دل هاى ايشان مر تو را حسرت برده ، اگر به وحشت آرد ايشان را غربتى به انس آرد ايشان را ذكر تو ، و