تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
و إن صبّت عليهم المصائب لجئوا إلى الاستجارة بك ، علما بأنّ أزمّة الأمور بيدك ، و مصادرها عن قضائك . ( 2 ) اللّهمّ إن فههت عن مسألتي ، أو عمهت عن طلبتي ، فدلّني على مصالحى ، و خذ بقلبي إلى مراشدي ، فليس ذلك بنكر من هداياتك ، و لا ببدع من كفاياتك ، اللّهمّ احملني على عفوك ، و لا تحملني على عدلك . ( 3 ) اگر بيايد بر ايشان مصيبت ها پناه گيرند وا زينهار خواستن به تو ، [ به ] علمى [ كه مى دانند ] بدرستى كه مهارهاى كارها به دست تو است ، و باز گشت هاى آن از قضاء تو . ( 2 ) اى بار خدا اگر درمانم من از پرسيدن من ، يا متحيّر و سرگشته شدم از جستن من ، پس دلالت كن مرا بر مصلحت من ، و فراگير دل من را وا راه راست من ، پس نيست اين منكّر و عجب از هدايت تو ، و [ نه ] نو آورنده [ و غريب ] از كفايت هاى تو ، اى بار خدا بردار مرا بر عفو خود ، و بر مدار مرا بر عدل خود . ( 3 )