و أجسادهم بالية . ( 2 ) و ديارهم خالية ، و آثارهم عافية . فاستبدلوا بالقصور المشيّدة ، و النّمارق الممهّدة ، الصّخور و الأحجار المسنّدة ، و القبور اللّاطئة الملحّدة ، الّتي قد بني على الخراب . فناؤها ، و شيّد بالتّراب بناؤها . ( 3 ) فمحلّها مقترب ، و ساكنها مغترب ، بين أهل محلّة موحشين ، و أهل فراغ متشاغلين ، لا يستأنسون بالأوطان ، و لا يتواصلون تواصل الجيران ، على ما بينهم من قرب الجوار ، و دنوّ الدّار . و كيف يكون بينهم تزاور ، و قد طحنهم بكلكله البلى ، و أكلتهم الجنادل و الثّرى ( 4 ) و اثرهاى ايشان مندرس شده . ( 2 ) پس بدل كردند كوشك هاى افراشته و بساطهاى گسترانيده [ شده به ] سنگ هاى سخت بزرگ ، و سنگ هاى تكيه كرده ، و گورهاى به خاك وا دوسيدهء لحد كرده ، آنك بدرستى كه بنا كردند بر ويرانى پيش سراى آن را ، و افراشته [ اند ] به خاك بناء آن را . ( 3 ) پس جاى فرود آمدن آن نزديك كرده است ، و ساكن آن به غربت شونده ، ميان اهل محلهّء وحشتناكان ، و [ ايشان ] اهل فراغت [ اند از دنيا و ] مشغول شوندگان به آخرت ، [ كه ] انس ندارند به وطن هاى [ شان ] ، و نپيوندند همچو پيوستن همسايگان ، [ بنا ] بر آنچه ميان ايشان باشد از نزديكى همسايگان ، و نزديكى سراى ، و چه گونه باشد ميان ايشان زيارت كردن و بدرستى كه آرد كرد ايشان را به سينهء خود كهنگى ، و بخورد ايشان را سنگ ها و خاك نمناك . ( 4 ) و گوييا كه گشتيد شما وا آنچه [ كه ] گشتند ايشان وا آن ، و
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 148
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٤٨