تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
و لا همس قدم في الأرض إلّا بحقهّ . ( 12 ) فكم من حجّة يوم ذاك داحضة و علائق عذر منقطعة فتحرّ من أمرك ما يقوم به عذرك ، و تثبت به حجّتك ، و خذ ما يبقى لك ممّا لا تبقى له ، و تيسّر لسفرك ، و شم برق النّجاة ، و ارحل مطايا التّشمير . ( 13 )

225 - و من كلام له عليه السلام

و اللّه لأن أبيت على حسك السّعدان مسهّدا ، أو أجرّ في الأغلال مصفّدا ، أحبّ إِليّ من أن ألقى اللّه و رسوله يوم [ به ] قدر منفذ بصر [ و نگريستن در ] هوا ، و نه حركت قدمى در زمين الّا به حقّ او . ( 12 ) پس چندا از حجّتى [ كه ] آن روز باطل شده ، و علائق عذرى [ كه ] منقطع شونده [ است ] ، پس اختيار كن از امر خود آنچه [ را كه ] قيام كند [ و به پاى - ] دارد به آن عذر تو را ، و ثابت دارد به آن حجّت تو را ، و فراگير آنچه [ را كه ] باقى ماند تو را [ از ثواب آخرت ] از آنچه [ كه ] باقى نماند به دنيا ، و ساخته شو براى سفر خود ، و منتظر باش برق نجات و رستگارى را ، و بار كن مركب هاى ترتيب كرده را . ( 13 ) 225 - [ از سخنان آن حضرت - عليه السّلام - است ] : بحقّ خدا [ اگر ] هر آينه شب [ را ] گذارم بر خار سعدان [ در حالى كه ] بى خواب [ باشم ] يا كشند مرا در غل ها [ در حالى كه ] بند بر نهاده [ باشم ] ، دوست تر [ است ] به من از آن كه رسم به خدا و رسول او روز قيامت [ در حالى كه ] ظالم [ باشم ] مر بعضى بندگان را ، و غصب كننده مر چيزى را از متاع دنيا ، پس چه گونه ظلم كنم