تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
أو سيّئة يسترها عليك ، أو بليّة يصرفها عنك . فما ظنّك به لو أطعته ( 6 ) و ايم اللّه لو أنّ هذه الصّفة [ كانت ] في متّفقين في القوّة ، متوازيين في القدرة ، لكنت أوّل حاكم على نفسك بذميم الأخلاق ، و مساوئ الأعمال ( 7 ) و حقّا أقول ما الدّنيا غرّتك ، و لكن بها اغتررت ، و لقد كاشفتك العظات ، و آذنتك على سواء . ( 8 ) و لهي بما تعدك من نزول البلاء بجسمك ، و النّقض في قوّتك ، أصدق و أوفى من أن تكذّبك ، أو تغرّك . و لربّ ناصح لها عندك متّهم ، و صادق من خبرها مكذّب . ( 9 ) و لئن تعرّفتها في الدّيار الخاوية ، نو مى آورد آن را براى تو ، يا بدى [ يى ] كه وا پوشيد آن را بر تو ، يا بلائى كه آن را بگرداند از تو ، پس چيست گمان تو به دو اگر فرمان برى او را ( 6 ) و سوگند مى خورم به خدا اگر آنك اين صفت - [ كه روى آوردن كردگار است به تو و روى برگردانيدن تو از وى ] - بودى در [ بين ] دو كس [ كه ] متّفق [ بودند ] در قوّت ، و برابر در قدرت ، هر آينه بودى تو اوّل حاكم بر نفس خود به نكوهيده [ بودن ] خلق هاى [ آن ] ، و [ به ] بدى هاى عمل هاى [ آن ] . ( 7 ) و حق مى گويم [ كه ] بنفريفت تو را [ دنيا ] ، و ليكن به دنيا فريفته شدى تو ، و بدرستى كه كشف كرد براى تو وعظها را ، و بياگاهانيد تو را بر راستى . ( 8 ) و هر آينه اين دنيا - به آنچه وعده مىدهد تو را ، از فرو آمدن بلا به تن تو ، و شكستن در قوّت تو - راستگوتر و وفا كننده‌تر ا [ ست ] از آنك دروغ گويد تو را ، يا بفريبد تو را ، و هر آينه بسا نصيحت [ كننده است ] مر اين دنيا [ را ] نزديك [ تو كه ] تهمت زده [ است ] ، و [ بسا ] راست گوينده [ است ] از خبر اين دنيا [ كه ] به دروغ داشته [ شده است ] . ( 9 ) و اگر [ شناخت دنيا و ] معرفت وى