سطواته ( 3 ) فتداو من داء الفترة في قلبك بعزيمة ، و من كرى الغفلة في ناظرك بيقظة ، و كن للهّ مطيعا ، و بذكره آنسا ، و تمثّل في حال تولّيك عنه إقباله عليك ، يدعوك إلى عفوه ، و يتغمّدك بفضله ، و أنت متولّ عنه إلى غيره . ( 4 ) فتعالى من قويّ ما أحلمه و تواضعت من ضعيف ما أجرأك على معصيته و أنت في كنف ستره مقيم ، و في سعة فضله متقلّب . ( 5 ) فلم يمنعك فضله ، و لم يهتك عنك ستره ، بل لم تخل من لطفه مطرف عين في نعمة يحدثها لك ، سستى [ كه ] در دل تو [ است ] به دل نهادن [ در طاعت او ] ، و از خواب غفلت [ كه در ديده تو است ] به بيدارى [ در دل ] ، و باش مر خدا را فرمان برنده ، و به ذكر او انس گيرند [ ه ] ، و صورت با ديد كن در حال پشت فرو كردن تو از او [ تعالى ، و ] رو آوردن او را بر تو [ كه ] وا خواند تو را وا عفو خود ، و گرد فرا مى گيرد تو را به فضل خود ، و [ حال آن كه ] تو پشت فرو كنندهاى از او وا غير او . ( 4 ) پس بزرگوار است [ او سبحانه ] از [ هر ] توانايى ، چه حليم [ و بردبار ] است او ، و فروتنى تو از [ هر ضعيف و ] سستى ، [ و با وجود اين صفت ] چه دليرى تو بر معصيت و [ حال آن كه ] تو در نگه داشت [ و پناه ] پردهء او مقيمى ، و در فراخى فضل او گردنده [ و رونده ] .
( 5 ) پس منع نكرد از تو فضل [ و احسان ] خود را ، و ندريد از تو پردهء [ غفران ] خود را ، بلكه خالى نبود [ ى ] تو از لطف او [ به ] مدّت بر هم نهادن چشم ، در نعمتى كه
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٤٠