223 - و من كلام له عليه السلام
قاله عند تلاوته : رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ .
إنّ اللّه جعل الذّكر جلاء للقلوب ، تسمع به بعد الوقرة ، و تبصر به بعد العشوة ، و تنقاد به بعد المعاندة . ( 1 ) و ما برح للهّ - عزّت آلاؤه - في البرهة بعد البرهة ، و في أزمان الفترات ، عباد ناجاهم في فكرهم ، و كلّمهم في ذات عقولهم . ( 2 ) فاستصبحوا بنور يقظة في الأسماع و الأبصار و الأفئدة ، يذكّرون بأيّام اللّه ، و يخوّفون مقامه ، بمنزلة الأدلّة في الفلوات . ( 3 ) من أخذ القصد حمدوا إليه طريقه ، و بشرّوه 223 - [ و از سخنان آن حضرت - عليه السّلام - است ] نزديك خواندن او : « مردانى كه مشغول نكند ايشان را بازرگانى و نه خريدن ، از ذكر خدا » : بدرستى كه خدا گردانيد ذكر [ و ياد خود ] را زدودن مر دل ها را كه بشنود آن را [ دل ها ] بعد از گرانى گوش ، و بيند آن را پس از كورى ، و فرمان بردار گردد پس از عناد و ستيزه كردن . ( 1 ) و هميشه مر خدا را - [ كه ] قوى است نعمت هاى او - در پارهاى از روزگار پس از پارهاى [ از ] روزگار ، و در روزگارهاى خالى بودن ، بندگانى [ است ] كه راز گفت با ايشان در فكر ايشان ، و سخن گفت با ايشان در حقيقت عقل هاى ايشان . ( 2 ) پس طلب روشنائى كردند به نور بيدارى در گوش ها و بينائى ها و و دلها [ شان ، به ] ياد مى دهند عقوبت هاى خدا [ را ] و مى ترسانند [ از ] مقام عذاب خدا ، [ و ايشان ] به منزلت دليل ها [ اند ] در بيابان ها . ( 3 ) هر كه فرا گيرد راه راست