تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
اعتد [ ل ] بممازج لتلك الطّبائع إلّا أمدّ منها كلّ ذات داء ، حتّى فتر معللّه ، و ذهل ممرضّه ، و تعايا أهله بصفة دائه ، و خرسوا عن جواب السّائلين عنه ( 20 ) و تنازعوا دونه شجى خبر يكتمونه ، فقائل هو لما به ، و ممنّ لهم إياب عافيته ، و مصبّر لهم على فقده ، و يذكّرهم أسى الماضين من قبله . ( 21 ) فبينا هو كذلك على جناح من فراق الدّنيا ، و ترك الأحبّة ، إذ عرض له سردى مگر آنك ورانگيخت حرارتى [ را ] ، و در حركت نياورد به گرمى مگر آنك برانگيخت سردى [ را ] ، و معتدل نكر [ د ] به آميزنده مر آن طبيعت ها را مگر كه زياده كرد از آن [ آميختن ] هر خداوند درد را تا كه سست شد طبيب او و مشغول [ و غافل ] شد تدبير كنندهء بيمار او ، و عاجز شدند اهل او به صفت درد او ، و لال شدند از جواب سؤال كنندگان از آن [ درد ] . ( 20 ) و خصومت مى كردند نزد او [ از ] اندوه خبرى كه فرا [ مى ] پوشيدند آن را ، پس گوينده [ اى مى گفت ] : او [ نزديك به مرگ است از ] براى آنچه [ كه ] به او فرود آمده است از اندوه ، و [ يكى ] آرزو دهنده [ بود ] مر ايشان را [ به ] بازگشتن عافيت او ، و [ ديگرى ] صبر فرماينده [ بود ] مر ايشان را بر نايافتن وى ، و [ كسى ديگر ] با ياد دهد ايشان را اندوه گذشتگان پيش از او [ را ] . ( 21 ) پس هميدون كه او همچنين بر بالى از مفارقت دنيا