تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
يفزعهم ورود الأهوال ، و لا يحزنهم تنكّر الأحوال ، و لا يحفلون بالرّواجف ، و لا يأذنون للقواصف ، غيّبا لا ينتظرون ، و شهودا لا يحضرون ، و إنّما كانوا جميعا فتشتّتوا ، و الّافا فافترقوا ( 8 ) و ما عن طول عهدهم ، و لا بعد محلّهم ، عميت أخبارهم ، و صمّت ديارهم ، و لكنّهم سقوا كأسا بدّلتهم بالنّطق خرسا ، و بالسّمع صمما ، و بالحركات سكونا ، فكأنّهم في ارتجال الصّفة صرعى سبات . ( 9 ) جيران لا يتأنّسون ، و أحبّاء لا يتزاورون ، بليت بينهم عرى التّعارف ، و انقطعت منهم أسباب الإخاء ، را . ( 7 ) نترسند ايشا [ ن ] به وارد شدن ترس ها ، و اندوهگن نشوند ايشان به گرديدن حال ها ، و باك ندارند ايشان به زلزله‌ها و لشكرها ، و آگاه نمى شوند مر بادهاء شكننده [ را ] ، غايبانى [ هستند ] كه انتظار ندارند ايشان را ، و حاضرانى [ هستند در گور ] كه حاضر نشوند [ در دنيا ] ، و بدرستى كه بودند جمع شده پس متفرّق شدند ، و با هم آمدگانى [ بودند ] پس جدا شدند . ( 8 ) و نه از درازى عهد ايشان [ است ] ، و نه [ از ] دورى جاى ايشان [ كه ] پوشيده شد خبرهاى ايشان و خراب شد سراهاى ايشان ، و ليكن ايشان را آب دادند به كاسى كه بدل كردند به نطق گنگى [ را ] و به شنيدن كرى [ را ] و به حركت ها آرامش [ را ] ، پس گوئى كه ايشان - در بى انديشه گفتن صفت ايشان - [ چون ] افتادگان خواب اند . ( 9 ) همسايگان اند كه با هم انس نمى گيرند ، و دوستان اند كه با هم زيارت نمى كنند ، كهنه شد ميان ايشان بندنهء يكديگر را شناختن ، و بريده شد از ايشان ريسمان هاى برادرى ، پس همهء ايشان
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 127 | خطب الإمام علي ( ع ) / مجهول قرن 5 و 6