يتكاثرون ( 2 ) يرتجعون منهم أجسادا خوت ، و حركات سكنت . و لأن يكونوا عبرا ، أحقّ من أن يكونوا مفتخرا ، و لأن يهبطوا بهم جناب ذلّة ، أحجى من أن يقوموا بهم مقام عزّة ( 3 ) لقد نظروا إليهم بأبصار العشوة ، و ضربوا منهم في غمرة : جهالة ( 4 ) و لو استنطقوا عنهم عرصات تلك الدّيار الخاوية ، و الرّبوع فخر مى كنند ايشان ، يا به عدد و شمار هلاك شدگان ، [ بر يكديگر ] غلبه مى كنند به كثرت [ ايشان ] . ( 2 ) با پس مى آرند از ايشان جسدهايى كه خالى ماند [ ه است ] از روح ، و حركت هايى كه آرام گرفته ، و هر آينه آن كه باشند [ ايشان جاى ] عبرت ها سزاوارتر از آن كه باشند جاى فخر كردن ، و هر آينه آن كه باشند كه فرو افتند به ايشان به جانب حقارت كردمندانهتر است از آن كه برخيزند به ايشان [ به ] مقام عزّت ( 3 ) بدرستى كه نظر كردند به ايشان با چشم هاى پوشيده [ از تاريكى ] ، و برفتند از [ ياد كردن ] ايشان در گرداب جهالت .
( 4 ) و اگر طلب نطق كردندى از [ حال ] ايشان از نشانههاى آن خانههاى فرو افتاده ، و سراهاى خالى مانده هر آينه بگفتى آن سرا : كه برفتند در زمين گمراهان ، و برفتيد شما در عقب هاى ايشان نادانان ، و مى سپريد در سر چكاد ايشان ، و زراعت مى كنيد و طلب نبات در تنهاى ايشان ، و چرا مى كنيد در
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 125
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٢٥