أنقض النّوم لعزائم الأمور ، و أمحى الظّلم لتذاكير الهمم
222 - و من كلام له عليه السلام
قاله بعد تلاوته : أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ . حَتّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ يا له مراما ما أبعده و زورا ما أغفله و خطرا ما أفظعه لقد استخلوا منهم أيّ مذّكّر ، و تناوشوهم من مكان بعيد ( 1 ) أ فبمصارع آبائهم يفخرون أم بعديد الهَلكى ازار را ، و در نورديد تهى گاهها را ، و جمع نشو [ د ] كار درستى و وليمه ، چه [ قدر ] شكننده [ است ] خواب از براى عزيمت هاى كارها را ، و [ چه ] محو كننده [ است ] تاريكى هاى شب از براى ياد كردن قصدها . ( 2 ) 222 - [ و از سخنان آن حضرت - عليه السّلام - است كه ] گفت او بعد از خواندن او : [ أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ حَتّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ ، يعنى ] مشغول كرد شما را مفاخرت كرد [ ن ] شما تا كه زيارت كرديد شما [ گورستان ها را ] . اى قوم عجب جستنى [ براى تفاخر كه ] چه دور است او [ از نظر خرد ] و [ عجب ] زيارت كردنى [ كه ] چه غافل است او و [ عجب ] خطرى [ كه ] چه دشوار است [ او ] بدرستى كه خالى ديدند از ايشان [ گورها را كه ] چه [ قدر ] جاى پند گرفتن است ، و فرا گرفتند [ از ] ايشان [ تفاخر ] را از جايگاه دور . ( 1 ) اى بجاى افتادن پدران شان