و التّعاون على إقامة الحقّ بينهم . ( 8 ) و ليس امرؤ - و إن عظمت في الحقّ منزلته ، و تقدّمت في الدّين فضيلته - بفوق أن يعان على ما حملّه اللّه من حقهّ . و لا امرؤ - و إن صغرّته النّفوس ، و اقتحمته العيون - بدون أن يعين على ذلك أو يعان عليه . ( 9 ) فأجابه عليه السّلام رجل من أصحابه بكلام طويل ، يكثر فيه الثّناء عليه ، و يذكر سمعه و طاعته له ، فقال عليه السلام : إنّ من حقّ من عظم جلال اللّه في نفسه ، و جلّ موضعه من قلبه ، ايشان . ( 8 ) و نيست مردى - و اگر چه بزرگ باشد در حق منزلت او ، و اگر چه پيش رفته باشد در دين فضيلت او - به بالاتر [ و برتر ] از آن [ كه ] يارى دهند او را بر آنچه تكليف كرد خدا [ او را ] از حقّ خود ، و [ نيز ] نباشد مردى - و اگر چه حقير و خرد دارد او را نفس ها ، و حقير داشت كند او را چشم ها - به كمتر از آن كه يارى كند او [ مردمان را ] بر آن حقّ خدا ، يا يارى كنند او را . ( 9 ) پس جواب گفت او [ را ] - عليه السّلام - مردى از اصحاب او به سخنى دراز ، كه بسيار گفت در آن [ سخن ] مدح [ آن حضرت ] را ، و ياد مى كرد شنيدن خود و طاعت [ بردن ] خود مر امير [ مؤمنان ] را ، پس گفت - عليه السّلام : بدرستى كه از حقّ كسى كه بزرگ داند بزرگى خدا در نفس خود ، و بزرگ باشد جاى بزرگوارى او در دل او ، [ آن است ] كه بايد خرد
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١١٥