خلا من غيره ، و لم يستعن على خلقها بأحد من خلقه . و أنشأ الأرض فأمسكها من غير اشتغال . ( 17 ) و أرساها على غير قرار ، و أقامها به غير قوائم ، و رفعها به غير دعائم ، و حصّنها من الأود و الاعوجاج ، و منعها من التّهافت و الانفراج ، و أرسى أوتادها ، و ضرب أسدادها ، و استفاض عيونها ، و خدّ أوديتها ، فلم يهن ما بناه ، و لا ضعف ما قواّه .
( 18 ) و هو الظّاهر عليها بسلطانه و عظمته ، و هو الباطن لها بعلمه و بمعرفته ، و العالي على كلّ شيء منها بجلالته و عزتّه .
لا يعجزه منها شيء طلبه ، و لا يمتنع عليه فيغلبه ، و لا يفوته را بر غير مانند و نمودار [ كه به گذشته باشد ] از [ صانعى ] غير آن ، و يارى نخواست بر خلق آن به يكى از خلق خود ، و ابتدا كرد زمين را پس نگهداشت آن را از غير مشغول بودن [ به امرى ديگر ] . ( 17 ) و استوار كرد آن را بر غير [ جايگاه ] قرار ، و بر پا كرد آن را بى پايهها ، و برداشت آن را بى ستون ها ، و نگه داشت آن را از كژى و كژ شدن ، و باز داشت آن را از فرو افتادن و از هم واشدن ، و استوار كرد ميخ هاى زمين را و بديد كرد كوههاى آن را ، و روان كرد چشمههاء زمين [ را ] ، و بشكافت رودخانههاى آن را ، پس سست نگشت آنچه بنا نهاد ، و ضعيف نگشت آنچه قوى كرد او را . ( 18 ) و او غالب است بر خلايق به پادشاهى خود و بزرگى خود ، و او است عالم به باطن آن به علم خود و به شناخت خود ، و بلند و بزرگوار [ است ] بر هر چيزى از آن به بزرگى او و عزّت او ، [ و ] از پيش نرود او را از آن خلايق چيزى كه طلب كند او را ، و باز ندارد بر او پس غالب شود او [ را ] ، و فايت نشود او را شتاب كنندهء از خلايق كه سابق شود
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 474
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٧٤