الجامس ( 9 ) و لو فكّرت في مجاري أكلها ، في علوها و سفلها ، و ما في الجوف من شراسيف بطنها ، و ما في الرّأس من عينها و أذنها ، لقضيت من خلقها عجبا ، و لقيت من و صفها تعبا . ( 10 ) فتعالى الّذي أقامها على قوائمها ، و بناها على دعائمها لم يشركه في فطرتها فاطر ، و لم يعنه على خلقها قادر . ( 11 ) و لو ضربت في مذاهب فكرك لتبلغ غاياته ، ما دلّتك الدّلالة إلّا على أنّ فاطر النّملة هو فاطر النّخلة ، افسرده . ( 9 ) و اگر فكر كنى تو در جاى هاى رفتن خورش او ، و در بالاى او و زير او ، و آنچه در شكم او است از سر استخوان هاى پهلو و شكم آن ، و آنچه در سر است از چشم او و گوش او ، هر آينه بگزارى [ و حكم كنى ] از خلق او عجبى ، و فرا رسد تو را از صفت [ كردن ] آن رنجى .
( 10 ) پس بلند است آن خدائى كه بداشت [ آن مورچه ] را بر پاى [ او ] ، و بنا نهاد آن را بر ستون هاى او ، مشارك نبود او را در آفريدن آن آفريننده [ اى ] ، و يارى نداد او را بر خلق او قادرى . ( 11 ) و اگر بزنى [ و سير كنى ] تو در جاى هاى رفتن فكر خود تا برسى به غايات فكر خود ، دلالت نكند تو را دلالت كننده الّا آن كه بدرستى [ خواهى دانست ] كه آفرينندهء مورچه او [ است و هم ] آفرينندهء درخت خرما [ او ] ، براى باريكى و لطيفى جدا كردن هر چيزى ، و مشكلى اختلاف هر
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 465
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٦٥