و عظم سلطانا . ( 4 ) و أشهد أنّ محمّدا عبده الصّفيّ ، و أمينه الرّضيّ ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - أرسله بوجوب الحجج ، و ظهور الفلج ، و إيضاح المنهج ، فبلّغ الرّسالة صادعا بها ، و حمل على المحجّة دالّا عليها ، و أقام أعلام الاهتداء و منار الضّياء ، و جعل أمراس الإسلام متينة ، و عرا الإيمان وثيقة . ( 5 )
منها في صفة عجيب خلق اصناف من الحيوان
و لو فكّروا في عظيم القدرة ، و جسيم النّعمة ، لرجعوا إلى الطّريق ، بزرگ است [ از جهت ] كار [ و شأن ] ، و قوى است [ از حيث ] پادشاهى . ( 4 ) و گواهى مى دهم بدرستى كه محمّد عبد و بندهء او ، صافى و پاك و امين است [ و ] پسنديده - درود داد خدا بر او و بر آل او - بفرستاد او را به واجب گردانيدن حجتّ ها ، و ظاهر شدن ظفر ، و روشن كردن راه ، پس برسانيد پيغام [ خدا ] را [ در حالى كه ] ظاهر كننده [ بود ] به آن ، و برداشت [ مردم را ] بر راه روشن [ در حالى كه ] دلالت كننده [ بود ] بر آن ، و به پاى كرد علم هاى راه راست يافتن ، و نشانههاى روشنى ، و گردانيد رسن هاى اسلام را استوار ، و بندنهء ايمان را محكم . ( 5 ) [ بخشى از اين خطبه ] در صفت عجب آورندهء خلق [ كردن ] صنف هايى از حيوان [ است ] و اگر فكر كنند [ بندگان ] در بزرگى قدرت و توانايى [ پروردگار ] ، و بزرگى نعمت [ او ] هر -