تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
تتلقاّه الأذهان لا بمشاعرة ، و تشهد له المرائي لا بمحاضرة . و لم تحط به الأوهام ، بل تجلّى لها بها ، و بها امتنع منها ، و إليها حاكمها . ( 3 ) ليس بذي كبر امتدّت به النّهايات فكبرّته تجسيما ، و لا بذي عظم تناهت به الغايات فعظمّته تجسيدا ، بل كبر شأنا ، مدّت ، و پاينده است نه به ستون ، فرا پذيرد او را ذهن ها نه به حاصل بودن علم و نه از راه حواسّ خمس ، و گواهى دهد مر او را [ همهء مظاهر و ] جاى نظر كردن [ امّا ] نه به حاضر شدن [ او تعالى ] در جايگاهى [ و نه رأيت او به عيان ] ، و ندانست و گرد در نيامد به او وهم ها ، بلكه ظاهر شدن آن [ كنه ذات ] به [ وسيلهء ] عقل ها [ است ] ، و به آن [ عقل ها ] باز داشت [ و امتناع كرد از احاطهء ] آن اوهام [ به ذات او ] ، و وا آن اوهام به حاكم بودن [ آورد عقل ها را ] . ( 3 ) نيست [ او ] خداوند بزرگى [ در اندازه و مقدار تا ] كه كشيده باشد به دو نهايت ها ، پس بزرگ شمرد او را اوهام به جسم بديد كردن ، و نه خداوند بزرگى [ در جسم و بدن كه متناهى شده باشد ] به او غايات ، پس بزرگ شمرد او را [ آن غايات ] به جسد بديد كردن [ آن ] ، بلكه
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 462 | خطب الإمام علي ( ع ) / مجهول قرن 5 و 6