و خافوا عذاب الحريق ، و لكنّ القلوب عليلة ، و الأبصار مدخولة ( 6 ) ألا تنظرون إلى صغير ما خلق كيف أحكم خلقه ، و أتقن تركيبه ، و فلق له السّمع و البصر ، و سوّى له العظم و البشر ( 7 ) انظروا إلى النملة في صغر جثّتها ، و لطافة هيئتها ، لا تكاد تنال بلحظ البصر ، و لا بمستدرك الفكر ، كيف دبّت على أرضها ، و صبّت على رزقها ، تنقل الحبّة إلى جحرها ، و تعدّها في مستقرّها . تجمع في حرّها لبردها ، و في ورودها لصدرها ( 8 ) مكفول برزقها ، مرزوقة بوفقها ، لا يغفلها المنّان ، و لا يحرمها الدّيّان ، و لو في الصّفا اليابس ، و الحجر آينه باز گردند وا راه [ راست ] ، و بترسند [ از ] عذاب آتش سوزان ، و ليكن دل ها بيمار است ، و چشم ها عيب آورنده .
( 6 ) اى نظر نمى كنيد وا خرد حيوان آنچه بيافريد چه گونه محكم كرد خلق او را ، و استوار كرد تركيب و جاى نشاندن او را ، و بشكافت او را گوش و چشم را ، و راست گردانيد مر او را استخوان و روى پوست ( 7 ) نظر كنيد وا مورچه در خردى كالبد آن ، و باريكى و لطيفى صورت او ، كه قرب آن نيست كه در يابند به نگرستن چشم ، و نه به در يافتن انديشهها ، چه گونه بخيزيد بر زمين آن ، و راه نمودند او را بر روزى او ، نقل كند دانه را با سوراخ خود ، و حاضر آرد آن را در قرار گاه خود ، گرد آورد در گرماى خود براى سرماى خود ، و در وارد آمدن خود براى بازگشتن خود . ( 8 ) پايندان شده به روزى آن ، روزى داده به موافق آن ، غافل نشود از او خداى عطا دهنده ، و محروم نگرداند او را [ خداى ] پاداش دهنده ، و اگر [ چه باشد آن مورچه ] در سنگ سخت خشك باشنده و سنگ
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 464
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٦٤