و أحيوا سير الجبّارين أين الّذين ساروا بالجيوش ، و هزموا الألوف ، و عسكروا العساكر ، و مدّنوا المدائن ( 14 ) قد لبس للحكمة جنّتها ، و أخذها بجميع أدبها ، من الإقبال عليها ، و المعرفة بها ، و التّفرّغ لها ، فهي عند نفسه ضالتّه الّتي يطلبها ، و حاجته الّتي يسأل عنها . فهو مغترب إذا اغترب الإسلام ، و ضرب بعسيب ذنبه ، و ألصق الأرض بجرانه ، بقيّة من بقايا حجتّه ، خليفة من خلائف أنبيائه . ( 15 ) مرسل را ، و زنده كردند سير و روش جبّاران را كجااند آنان كه رفتند به لشكرها ، و به هزيمت بردند هزاران را ، و لشكر گرد كردند لشكران ، و بنا نهادند شهرها ( 14 ) بدرستى كه در پوشيد محمد براى حكمت سپر آن را ، و فرا گرفت آن را به همهء ادب آن ، از رو آوردن بر آن و شناختن به آن ، و وا پرداختن مر آن را ، پس آن [ حكمت ] نزديك نفس او گم كردهء او [ است ] آن كه طلب مىكند آن را ، و حاجت او [ است ] آنك سؤال مىكند از او ، پس او [ پنهان و ] در غربت شونده [ است ] چون غريب شود اسلام ، و بزند اسلام اصل و دنبال خود را و بچسبد به زمين پيش گردن خود را ، [ آن حضرت ] باز مانده [ اى است ] از باقى هاى حجّت او ، باز پس ماند [ ه اى ] از باز پس ماندگان پيغمبران او . ( 15 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 449
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٤٩