بأين ، و لا يوصف بالأزواج ، و لا يخلق بعلاج ، و لا يدرك بالحواسّ ، و لا يقاس بالنّاس . ( 9 ) الّذي كلّم موسى تكليما ، و أراه من آياته عظيما ، بلا جوارح و لا أدوات ، و لا نطق و لا لهوات بل إن كنت صادقا أيّها المتكلّف لوصف ربّك ، فصف جبرئيل و ميكائيل و جنود الملائكة المقرّبين ، في حجرات القدس مرجحنّين ، متولّهة قلوبهم أن يحدّوا أحسن الخالقين . ( 10 ) و إنّما يدرك بالصّفات ذو الهيئة و الأدوات ، و من ينقضي إذا بلغ أمد حدهّ بالفناء .
فلا إله إلّا هو ، أضاء بنوره كلّ ظلام ، و أظلم بظلمته كلّ نور . ( 11 ) [ است ] ، و وصف نكنند او را به زنان ، و نيافريند او به علاجى و آلتى ، و در نيابند او را به حواس و آلت ، و قياس نكنند او را و ماننده به مردمان . ( 9 ) آنك سخن گفت با موسى عليه السّلام سخن گفتنى ، و فرا نمود او را از آيات بزرگ خود بى اعضاها و نه آلات چشم و گوش ، و نه سخن گفتن و نه ملازهها [ ى اندرون دهن ] ، بلكه اگر باشى تو راست گوينده ، اى [ كسى كه ] تكليف نهنده [ اى ] نفس خود را [ تا بشناسى ] مر صفت پروردگار خود را ، پس صفت كن جبرئيل و ميكائيل ، و لشكرهاى فرشتگان مقرّب را در نواحى هاى قدس [ كه ] ميل كنندگانند به خضوع و خشوع ، سرگشته شده دل هاى ايشان كه حد بديد كنند خوبترين آفرينندگان را . ( 10 ) و بدرستى كه در يابند به صفت ها خداوند صورت و آلت ها ، و آن كس كه به آخر رسد چون برسيد غايت حدّ او به فنا و نيستى ، پس نيست خدا [ يى ] جز او [ كه ] روشن كرد به نور خود همهء تاريكى را ، و تاريك كرد به ظلمت و تاريكى [ خود ] همهء نور را . ( 11 ) وصيّت مى كنم شما را بندگان خدا به پرهيزگارى خدا آنك در پوشيد شما را
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 447
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٤٧