تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
يكون لحقهّ قضاء ، و لشكره أداء ، و إلى ثوابه مقرّبا ، و لحسن مزيده موجبا . ( 1 ) و نستعين به استعانة راج لفضله ، مؤمّل لنفعه ، واثق بدفعه ، معترف له بالطّول ، مذعن له بالعمل و القول . و نؤمن به إيمان من رجاه موقنا ، و أناب إليه مؤمنا ، و خنع له مذعنا ، و أخلص له موحّدا ، و عظمّه ممجّدا ، و لاذ به راغبا مجتهدا . ( 2 ) لم يولد سبحانه فيكون في العزّ مشاركا ، و لم يلد فيكون موروثا هالكا . و لم يتقدمّه وقت و لا زمان ، و لم يتعاوره و لم يتداوله زيادة و لا نقصان بل ظهر للعقول بما أرانا من علامات التّدبير المتقن ، و القضاء المبرم . ( 3 ) عطاء او ، حمدى كه باشد براى حقّ او گزاردن ، و مر شكر او را ادا كردن ، [ و ] وا ثواب او نزديكى جوينده ، و براى خوبى زيادتى نعمت [ او ] واجب داننده . ( 1 ) و يارى خواهيم به او يارى خواستن اميد دارنده مر فضل او را ، اميد دارنده براى نفع او ، اعتماد كنند [ ه ] به دفع [ كردن ] او [ مضرّت و الم را ] ، مقرّ شونده مر او را به فضل ، گردن نهنده مر او را به عمل و گفتار ، و ايمان آوريم به او ايمان كسى كه اميد دارد [ به ] او [ در حالى كه ] يقين داننده [ است ذات او را ] ، و باز گرد [ د ] به او [ در وقتى كه ] ايمان آورنده [ است به او ] ، و فروتنى كرد مر او را گردن نهنده ، و اخلاص ويژه كرد مر او را يكى گوينده ، و بزرگ داشت كرد او را به بزرگى ياد كرده ، پناه دهد به او رغبت كنند [ هء ] كوشش نماينده . ( 2 ) نزادند او را - منزهّ است او - تا باشد در عزّت [ والد خود ] شركت كرده ، و نزاد او تا باشد ميراث برنده از او [ و هلاك شونده ] ، و پيش نبود او را وقتى و نه زمانى ، و از يكديگر فا نگير [ د ] و در نيابد او را زيادتى و نه نقصانى ، بلكه ظاهر شد مر عقل ها را بدانچه نمود ما را از علامت ها و نشانه‌هاى تدبير محكم كرده و استوار ، و قضا و حكم محكم . ( 3 ) پس از شواهد و نواظر خلق او خلق