تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
فمن شواهد خلقه خلق السّماوات موطّدات بلا عمد ، قائمات بلا سند . دعاهنّ فأجبن طائعات مذعنات ، غير متلكّئات و لا مبطئات . ( 4 ) و لو لا إقرارهنّ [ له ] بالرّبوبيّة و إذعانهنّ بالطّواعية ، لما جعلهنّ موضعا لعرشه ، و لا مسكنا لملائكته ، و لا مصعدا للكلم الطّيّب و العمل الصّالح من خلقه . ( 5 ) جعل نجومها أعلاما يستدلّ بها الحيران في مختلف فجاج الأقطار . لم يمنع ضوء [ نور ] ها ادلهمام سجف اللّيل المظلم ، و لا استطاعت جلابيب سواد الحنادس أن تردّ ما شاع في السّماوات من تلألؤ نور القمر . ( 6 ) فسبحان من لا يخفى عليه سواد غسق داج ، و لا ليل ساج ، آسمان ها [ است كه ] بر جا بداشته و استوار كرده ، بى ستون ها ، استادهء بى تكيه گاه ، بخواند ايشان را [ به آن كه موجود شوند ] پس اجابت كردند فرمان برندگان گردن نهندگان ، غير با پس استندگان ، و نه درنگ كنندگان . ( 4 ) و اگر ن [ بود ] براى اقرار ايشان به پروردگارى [ او ] ، و گردن نهادن ايشان به طاعت ها ، نگردانيدى ايشان را جايگاه به عرش خود ، و نه جاى آرام مر فرشتگان خود را ، و نه بر جاى بر شدن مر كلمهء طيّب و توحيد را ، و عمل صالح از خلق او . ( 5 ) بكرد ستارگان را نشان ها كه راه يابد به آن متحيرّ [ ان ] در اختلاف كردن شكاف - هاء كوه‌هاى نواحى ها ، باز نداشت روشنى نور آن [ ستارگان را ] سخت سياه شدن پردهء شب تاريكى دهنده ، و نتوانست پرده‌هاى سياهى تاريكى هاى شب كه رد كند آنچه عام است در آسمان ها از درخشيدن نور قمر . ( 6 ) پس پاك است و منزهّ آن كس كه پنهان نيست بر او سياهى اوّل تاريكى شب ، و نه شبى ساكن در جاى هاى زمين هاى در گو افتاده‌ها ، و نه