تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤

منها :

افترقوا بعد ألفتهم ، و تشتّتوا عن أصلهم . فمنهم آخذ بغصن أينما مال مال معه . ( 2 ) على أنّ اللّه سبحانه سيجمعهم لشرّ يوم لبني أميّة ، كما يجتمع قزع الخريف يؤلّف اللّه بينهم ، ثمّ يجعلهم ركاما كركام السّحاب ، ثمّ يفتح اللّه لهم أبوابا . ( 3 ) يسيلون من مستثارهم كسيل الجنّتين ، حيث لم تسلم عليه قارة ، و لم تثبت عليه أكمة ، و لم يردّ سننه رصّ طود ، و لا حداب أرض . يذعذعهم اللّه في بطون أوديته ، ثمّ يسلكهم ينابيع في الأرض ، يأخذ بقوم حقوق قوم ، و يمكّن لقوم في دار قوم . ( 4 ) و ايم [ بخشى ديگر از آن خطبه ] جدا شدند [ قوم ] پس از جمع شدن ايشان ، و پراكنده شدند از اصل ايشان ، پس بعضى از ايشان فرا گيرندهء شاخى اند ، هر كجا كه ميل كرد ميل كرد با او . ( 2 ) بر آنكه خداى تعالى - پاك است - زود [ است كه ] جمع كند ايشان را براى بدترين روز مر بنى اميهّ را [ كه زوال دولت ايشان است ] ، چنان كه گرد آيد ابر پاييزى باريك ، و اهم آورد خدا ميان ايشان ، پس گرداند ايشان را بر هم نشستگان چون بر هم نشستن ابر ، پس بگشايد خدا براى ايشان درها . ( 3 ) بروند از جاى برانگيختن ايشان چون رفتن [ سيل ] دو بوستان [ سبا ] ، چنان كه سلامت نيابد مر او را كوه خرد ، و استوار نگرد [ د ] مر آن را پشته و باز نگردانيد راه او را استوارى كوه ، و نه بالاهاى زمين ، جدا كند [ و متفرق سازد ] ايشان را خدا در شكم رودخانهء او ، پس در - نشاند ايشان را [ چون ] چشمه‌ها در زمين ، كه فرا گيرد خداى تعالى به [ سبب ] قومى حق هاء قومى [ ديگر ] ، و جاى دهد مر گروهى را در سراى قومى . ( 4 ) و سوگند مى خورم به خدا كه
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 404 | خطب الإمام علي ( ع ) / مجهول قرن 5 و 6