منها :
فقد طلع طالع ، و لمع لامع ، و لاح لائح ، و اعتدل مائل ، و استبدل اللّه بقوم قوما ، و بيوم يوما و انتظرنا الغير انتظار المجدب المطر . ( 5 ) و إنّما الأئمّة قوّام اللّه على خلقه ، و عرفاؤه على عباده ، و لا يدخل الجنّة إلّا من عرفهم و عرفوه ، و لا يدخل النّار إلّا من أنكرهم و أنكروه . ( 6 ) إنّ اللّه تعالى خصّكم بالإسلام ، و استخلصكم له ، و ذلك لأنهّ اسم سلامة ، و جماع كرامة . ( 7 ) اصطفى اللّه منهجه ، و بيّن حججه ، من ظاهر علم ، و باطن حكم . لا تفنى غرائبه ، [ بعضى ديگر از آن خطبه است ] بدرستى كه طلوع كرد طلوع كننده [ اى ] ، و بدرخشيد به درخشندهاى . و ظاهر شد ظاهر شونده [ اى ] ، و راست گشت چسبندهاى ، و بدل كرد خدا به قومى قومى را ، و به روزى روزى را ، و منتظر شديم بگردانيدن [ روزگار ، هم چون ] انتظار در قحط شدگان باران [ را ] ( 5 ) و بدرستى كه امامان استادگان [ به امر ] خدايند بر خلق او ، و شناسندگان او [ اند ] بر بندگان او ، نروند و نبرند در بهشت مگر كسى را كه بشناخت ايشان را [ و شناخته باشند ايشان اخلاص و اطاعت او را ] ، و نبرند در دوزخ مگر كسى را كه انكار كرد ايشان را ، و انكار كردند ايشان او را . ( 6 ) بدرستى كه خدا خاص كرد [ شما را ] به اسلام ، و خالص فرا گرفت شما را بر اسلام ، و اين بدرستى كه [ اسلام ] نام سلامت است و جمع كنندهء كرامت . ( 7 ) برگزيد خداى تعالى راه او را ، و روشن كرد حجتّ هاى او را از ظاهر علم و باطن ، فانى نشود غرايب او ، و منقضى نشود عجايب او ، در او [ است ] جايگاه بهار