فأفق أيّها السّامع من سكرتك ، و استيقظ من غفلتك ، و اختصر من عجلتك ، و أنعم الفكر فيما جاءك على لسان النّبيّ الأمّيّ ( ع ) و ممّا لا بدّ منه و لا محيص عنه ، و خالف من خالف ذلك إلى غيره ، و دعه و ما رضي لنفسه . ( 4 ) وضع فخرك ، و احطط كبرك ، و اذكر قبرك ، فإنّ عليه ممرّك ، و كما تدين تدان ، و كما تزرع تحصد ، و ما قدّمت اليوم تقدم عليه غدا ، فأمهد لقدمك ، و قدّم ليومك . فالحذر الحذر أيّها المستمع و الجدّ الجدّ أيّها الغافل « و لا ينبّئك مثل خبير » . ( 5 ) إنّ من عزائم اللّه في الذّكر الحكيم ، الّتي عليها يثيب و يعاقب ، شنونده از مستى خود و بيدار شو از غفلت خود ، و كوتاه كن از شتاب و دنياى خود ، و نيك گردان فكر را در آنچه آمد به تو بر زبان پيغمبر امّى نا نويسنده ، و از آنچه ناچار باشد از [ آن ] و نيست گريز از [ آن ] ، و خلاف كن با آن كس كه خلاف كند اين را وا غير [ آن ] ، و دست بدار [ او را ] وا آنچه بپسنديدى براى نفس خود . ( 4 ) و بنه بزرگى خود را ، و بيفكن تكبّر خود را ، و ياد كن گور خود را ، بدرستى كه بر او [ است ] ممّر و گذشتن تو ، و چنان كه جزا دهى تو جزا دهند تر [ ا ] ، و چنان كه بكارى بدروى ، و آنچه تقدّم دارى امروز برسى بر او فردا ، پس بگستر براى قدم خود ، و پيش بفرست براى روزگار خود ، پس بپرهيز بپرهيز اى شنوده و جدّ كن و كوشش اى غافل شونده ، و آگاه نكند ترا [ از حقيقت كارها هيچ آگاه كننده ] مانند دانا و آگاه . ( 5 ) بدرستى كه از واجبات خدا [ كه ] در ذكر حكيم ، يعنى قرآن محكم و گويند لوح محفوظ [ است ] آنك بر آن جزا دهد و عقوبت كند ، و به آن راضى شود و خشم
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٥٢