تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
منار الدّين ، و تنقض عقد اليقين . ( 10 ) تهرب منها الأكياس ، و تدبّرها الأرجاس . مرعاد مبراق ، كاشفة عن ساق تقطع فيها الأرحام ، و يفارق عليها الإسلام بريّها سقيم ، و ظاعنها مقيم ( 11 )

منها :

بين قتيل مطلول ، و خائف مستجير ، يختلون به عقد الأيمان و بغرور الإيمان ، فلا تكونوا أنصار الفتن ، و أعلام البدع ، و الزموا ما عقد عليه حبل الجماعة ، و به نيت عليه أركان الطّاعة ، ( 12 ) و اقدموا على اللّه مظلومين ، و لا تقدموا عليه ظالمين ، و اتّقوا مدارج الشّيطان ، و مهابط العدوان ، و لا تدخلوا بطونكم لعق خون ها ، و رخنه كند نشان دين را ، و بشكند بندهاى يقين را . ( 10 ) بگريزد از او زيركان ، و تدبير كند آن را زبونان ، بسيار [ كننده ] ترسيدن [ و ] لرزيدن [ را و ] بسيار [ كننده ] تهديد [ را ] ، ظاهر كننده از شدّت و سختى ، ببرند در آن [ فتنه ] خويشان ، و جدا كنند بر آن [ دين ] اسلام ، بى گناه [ از ] آن [ فتنه ] رنجور باشد ، و كوچ كننده از [ آن ] مقيم باشد . ( 11 ) [ بخشى ديگر از آن خطبه است ] [ مؤمنان باشند ] ميان گشتگان هدر شده خون و [ ميان ] ترسندگان زنهار خواه ، بفريبند [ ايشان را به ] عقدهاى سوگندها و به فريفتن ايمان ، پس مباشيد ياران فتنه‌ها ، و نشانه‌ها و علم هاى بدعتها ، و لازم باشيد آنچه بسته‌اند بر او ريسمان جماعت ، و بنا نهاده‌اند بر او ركن ها [ ى ] طاعت . ( 12 ) و قدوم كنيد بر خدا [ در حالى كه شما ] مظلومان ستم رسيدگان [ ايد ] ، و قدوم نكنيد بر خدا [ در حالى كه ] ستم كاران [ باشيد ] ، و حذر كنيد راه‌هاى شيطان را ، و جاى فرود آمدن ظلم و بيدادى ، و در نبريد به شكم هاى خود لقمهء حرام را ،