فلا تستعجلوا ما هو كائن مرصد ، و لا تستبطئوا ما يجيء به الغد .
فكم من مستعجل بما إن أدركه ودّ أنهّ لم يدركه . و ما أقرب اليوم من تباشير غد ( 1 ) يا قوم ، هذا إبّان ورود كلّ موعود ، و دنوّ من طلعة ما لا تعرفون . ألا و إنّ من أدركها منّا يسري فيها بسراج منير ، و يحذو فيها على مثال الصّالحين ، ليحلّ فيها ربقا ، و يعتق فيها رقّا ، و يصدع شعبا ، و يشعب صدعا . ( 2 ) في سترة عن النّاس لا يبصر القائف أثره و لو تابع نظره . ثمّ ليشحذنّ فيها قوم شحذ القين النّصل . تجلى بالتّنزيل [ راههاى راست را ] ، پس شتاب مكنيد آنچه او بودنى است ساخته است ، و درنگ مشمريد از آنچه آرد آن را فردا ، چند از شتاب كننده بدانچه را كه دريافت آن را ، دوست دارد [ كه ] در نيافتى او را ، و چه نزديك است امروز از علامات فردا ( 1 ) اى گروه [ من ] اين [ است ] هنگام وارد شدن هر وعده كرده [ اى ] ، و نزديك آمدن از ديدن آنچه نمى شناسيد ، بدان و بدرستى كه آن كس كه دريافت آن [ واقعه ] را - از ما [ اهل بيت پيغمبر ] - برود در [ ميان ] آن طلعت [ و فتنه ] به چراغى روشنى كنند [ ه ] ، و برابرى كند در آن بر مثال صالحان ، تا گشايد در آن طلعت بستگى ها [ را ] ، و آزاد گرداند بندگى را ، و جدا گرداند جمعى باطل را ، و جمع آورد جدا شد [ هء ] از حق را . ( 2 ) در پردهاى از مردمان [ است كه ] نبيند پى برنده اثر او را ، و اگر [ چه ] پياپى دارد نظر خود را ، پس تيز گردانند در آن طلعت [ و فتنه ] قومى [ را ] چون
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 340
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٤٠