تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
و يريد أن يحلّ دينكم عقدة عقدة ، و يعطيكم بالجماعة الفرقة ، و بالفرقة الفتنة . فاصدفوا عن نزغاته و نفثاته ، و اقبلوا النّصيحة ممّن أهداها إليهم ، و اعقلوها على أنفسكم . ( 5 )

121 - و من كلام له عليه السلام

قاله للخوارج ، و قد خرج إلى معسكرهم و هم مقيمون على انكار الحكومة . فقال عليه السلام : أكلّكم شهد معنا صفّين فقالوا : منّا من شهد و منّا من لم يشهد . ( 1 ) قال : فامتازوا فرقتين ، فليكن من شهد صفّين فرقة ، و من لم راه [ ضلال ] خود را ، و مى خواهد كه بگشايد دينهاى شما را گره گره ، و عطا دهد شما را به [ جاى ] دست جماعت جدائى را ، و به جدائى فتنه را ، پس اعراض كنيد و رو بگردانيد از وسوسه و كيد او و دميدن هاى او ، و قبول كنيد نصيحت را از آن كس كه هديه داد آن را بشما ، و باز بنديد آن را بر نفس هاى خويش . ( 5 ) 121 - [ و از سخنان آن حضرت - عليه السلام - است ] گفت او مر خوارج را ، و بدرستى كه بيرون شد وا لشكرهاى ايشان و ايشان مقيم بودند بر انكار كردن حكومت [ حكمين ] ، پس گفت - عليه السّلام : اى همهء شما حاضر بود [ يد ] وا ما به صفّين پس گفتند : از ما كس هست كه حاضر بود و از ما كس هست كه حاضر نبود . ( 1 ) گفت : جدا شويد [ به ] دو فرقه ، پس بايد كه باشد هر كس كه حاضر بود به صفّين فرقه [ اى ] ، و هر كس كه حاضر نبود گروهى ، تا كه سخن گويم هر