يشهدها فرقة ، حتّى أكلّم كلّا منكم بكلامه . و نادى النّاس ، فقال : أمسكوا عن الكلام ، و أنصتوا لقولي ، و أقبلوا بأفئدتكم إليّ ، فمن نشدناه شهادة فليقل بعلمه فيها . ( 2 ) ثمّ كلّمهم عليه السّلام بكلام طويل ، من جملته أن قال : ألم تقولوا عند رفعهم المصاحف حيلة و غيلة ، و مكرا و خديعة : إخواننا و أهل دعوتنا ، استقالونا و استراحوا إلى كتاب اللّه سبحانه ، فالرّأي القبول منهم و التّنفيس عنهم ( 3 ) فقلت لكم : هذا أمر ظاهره إيمان ، و باطنه عدوان ، و أولّه رحمة ، و آخره ندامة .
( 4 ) فأقيموا على شأنكم ، و الزموا طريقتكم ، و عضّوا على الجهاد بنواجذكم ، و لا يكى را از شما به سخن او ، و آواز داد مردمان را ، پس گفت : باز ايستيد از سخن ، و گوش داريد گفتار مرا ، و رو آريد به دل هاى خود وا من ، پس هر كه طلب كرديم ما از او گواهى بايد كه بگويد به علم خود در آن . ( 2 ) پس سخن گفت - عليه السّلام - با ايشان به سخنى دراز ، از جملهء آن آنك گفت : اى نگفتيد شما نزديك برداشتن ايشان مصحف ها را به چاره و فكر و خيانت ، و كيد و فريب ايشان : برادران مااند و اهل دعوت مااند ، طلب عفو و اقاله كردند از ما ، و طلب راحت و پناه بردند وا كتاب خدا [ ى ] تعالى ، پس راى و تدبير [ و ] صلاح قبول كردن از ايشان است ، و اندوه وا بردن از ايشان ( 3 ) پس گفتم مر شما را : اين است گفتار ايشان و امر ايشان [ كه ] ظاهر او ايمان است ، و باطن او بيدادى و ظلم ، و اوّل او رحمت و آخر او پشيمانى . ( 4 ) پس اقامت كنيد بر كار خود ، يعنى جهاد ، و ملازم باشيد راه خود را ، و به دندان گيريد بر جهاد كردن به دندان هاى پسين خود ، و التفات نكنيد وا بانگ كنند [ هاى ] كه بانگ كرد ، اگر اجابت
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٧٩