تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
حملتكم على المكروه الّذي يجعل اللّه فيه خيرا . ( 1 ) فإن استقمتم هديتكم و إن اعوججتم قوّمتكم ، و إن أبيتم تداركتكم ، لكانت الوثقى ، و لكن به من و إلى من أريد أن أداوي بكم و أنتم دائي ، كناقش الشّوكة بالشّوكة ، و هو يعلم أنّ ضلعها معها ( 2 ) اللّهمّ قد ملّت أطبّاء هذا الدّاء الدّوي ، و كلّت النّزعة بأشطان الرّكيّ أين القوم الّذين دعوا إلى الإسلام فقبلوه ، و قرءوا القرآن فأحكموه ، شما را بر مكروه آنك گرداند و بكند خدا در او خير بسيار . ( 1 ) پس اگر راست ايستاده بوديد راه نمودمى شما را ، و اگر كژى كرديد و بگرديديد ، راست وا كردمى شما را ، و اگر سر باز زديد شما دريافتمى شما ر [ ا ] ، هر آينه بودى آن استوارتر ، و ليكن به كى و وا كه باز گردم [ مى خواهم ] كه دوا كنم به شما ، و [ حال آن كه ] شماييد دردمند ، همچو بيرون كنندهء خار [ از تن ] به [ كمك ] خار ، و او ميداند كه پهلوى آن خار با اوست . ( 2 ) اى بار خدا بدرستى كه ملول شدند طبيبان اين درد سخت ، و خايب شدند آب كشندگان به رسن هاى چاه كجااند آن قوم [ و ] مردانى كه بخواندند [ ايشان را ] وا اسلام پس فرا پذيرفتند آن را ، و بخواندند قرآن را سزاى خواندن و حكم كردند به آن ، و وا انگيختند وا جهاد كردن ، پس