تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
و هيّجوا إلى الجهاد فولّهواا اللّقاح أولادها ، و سلبوا السّيوف أغمادها و أخذوا بأطراف الأرض زحفا زحفا ، و صفّا صفّا . ( 3 ) بعض هلك ، و بعض نجا . لا يبشّرون بالأحياء ، و لا يعزّون عن القتلى . مره العيون من البكاء ، خمص البطون من الصّيام ، ذبل الشفّاه من الدّعاء ، صفر الألوان من السّهر . على وجوههم غبرة الخاشعين . أولئك إخواني الذّاهبون ، فحقّ لنا أن نظمأ إليهم ، و نعضّ الأيدي على فراقهم . ( 4 ) إنّ الشّيطان يسنّي لكم طرقه بگذاشتند شتران را و واله و مشتاق كردند فرزندان آن را ، و ربودند شمشيرها را از غلاف هاى آن ، و فرا گرفتند به كناره‌هاى زمين گروه گروه ، [ و ] صف صف ( 3 ) بعضى موافقت به حرب ، يعنى هلاك شدند ، و بعضى نجات يافتند ، بشارت نمى دادند ايشان را به زندگانى و تعزيت نمى دادند ايشان را از كشتگان ، تباه شد [ ه ] چشم هاى [ و ] ريش شده از گريستن ترس خدا ، باريك شده شكم ها از روزه داشتن ، پژمرده شده لب ها از دعا خواندن ، زرد شده رنگ ها از بى خوابى ، بر روى هاى ايشان [ است ] گرد [ و ] رنگى ترسكاران ، آنهايند برادران شدگان من [ به راه بهشت ] ، پس واجب شد ما را كه مشتاق باشيم به ايشان ، و به دندان گيريم دست ها را بر جدائى ايشان . ( 4 ) بدرستى كه شيطان آسان مىكند براى شما