مصائخ الأسماع ، و مصائف الذّرّ ، و مشاتي الهوامّ . ( 58 ) و رجع الحنين من المولّهات ، و همس الأقدام ، و منفسح الثّمرة من ولائج غلف الأكمام ، و منقمع الوحوش من غيران الجبال و أوديتها ، و مختبإ البعوض بين سوق الأشجار و ألحيتها ، و مغرز الأوراق من الأفنان ، و محطّ الأمشاج من مسارب الأصلاب . ( 59 ) و ناشئة الغيوم و متلاحمها ، و درور قطر السّحاب و متراكمها ، و ما تسفي الأعاصير بذيولها ، و تعفو الأمطار بسيولها ، و عموم نبات الأرض في كثبان الرّمال . ( 60 ) و مستقرّ ذوات الأجنحة بذرا شناخيب الجبال ، و تغريد ذوات المنطق في دياجير خيزندگان .
( 58 ) و باز گردانيدن ناله از چهار پايان بچه مردگان ، و آواز نرم قدم ها ، و جاى فراخ وا شدن ميوه از درون غلاف هاى شكوفهها ، و جاى در رفتن وحوش از غارهاى كوهها و رودخانههاى او ، و جاى پنهان شدن پشهّ [ ها ] ميان ساقههاى درختان و پوست هاى آن ، و جاى در نشاندن برگ ها از شاخهها ، و جاى بنهادن آميختهها از آب مرد و زن از راههاى پشت . ( 59 ) و با ديد آمدهء ميغ ها و جاى بر هم نشستن آن ، و ريزان شدن چكيدن ابر ، و گرد شدن آن ، و آنچه پيرا كند دوله بادها به دامن هاى خود ، و [ آنچه ] نا بديد كند باران ها به سيل هاى آن ، و عام شدن گياه زمين در تودهها [ ى ] ريگ ها . ( 60 ) و جاى قرار خداوندان بال ها به بلندى هاى سر كوهها ، و سرائيدن خداوندان سخن در تاريكى ها [ ى ] آشيان ها و آنچه در وعاء آورد
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٩٥