تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
بمنزلته ، فأقدم على ما نهاه عنه موافاة لسابق علمه . ( 54 ) فأهبطه بعد التّوبة ليعمر أرضه بنسله ، و ليقيم الحجّة به على عباده ، و لم يخلهم بعد أن قبضه ، ممّا يؤكّد عليهم حجّة ربوبيتّه ، و يصل بينهم و بين معرفته ، بل تعاهدهم بالحجج على ألسن الخيرة من أنبيائه ، و متحمّلي ودائع رسالته ، قرنا فقرنا ، حتّى تمّت بنبيّنا محمّد صلّى اللّه عليه و آله - حجتّه ، و بلغ المقطع عذره و نذره . ( 55 ) و قدّر الأرزاق فكثّرها و قلّلها ، و قسّمها على الضّيق و السّعة فعدّل فيها ليبتلي من أراد بميسورها و معسورها ، و ليختبر بذلك الشّكر و الصّبر من غنيّها و فقيرها . ( 56 ) ثمّ شدن بر او در معرض آمدن است به نا فرمانى او ، [ و ] در خطر افتادن منزلت آدم ، پس دليرى كرد بر آنچه نهى كرد او را از او تمام كرده و وفا كرده مر سابق علم او [ را ] . ( 54 ) پس فرو آورد او را پس از تو به تا عمارت كند زمين خود را به نسل و زه و زاد او ، و به پاى دارد حجّت را به آدم بر بندگان او ، و خالى نگذاشت [ بندگان را ] پس از آن كه فرا گرفت [ روح ] او را از آنچه [ تأ ] كيد كند بر ايشان حجّت پروردگارى خود ، و بپيوندد ميان ايشان و ميان معرفت خود ، بلكه عهد فرا گرفت ايشان را به حجتّ ها بر زبان ها [ ى ] برگزيدگان از پيغمبران خود ، و بر دارندگان وديع [ ت ] هاى رسالات او گروهى پس گروهى ، تا كه تمام شد به پيغمبر ما محمّد - صلعم - حجّت خدا و برسيد به جاى گاه ، عذر او و بيم او . ( 55 ) و تقدير كرد روزى ها را پس بسيار گردانيد آن را و كم گردانيد ، و قسمت كرد آن را بر تنگى و فراخى [ به حسب مصلحت ] ، پس عدل كرد در آن ارزاق تا بيازمايد كه كيست مى خواهد توانگرى آن [ را ] و درويشى آن [ را ] و بايد كه امتحان كند بدان شكر و صبر را از توانگران و