تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
من تحت أكنافها ، و حمل شواهق الجبال البذّخ على أكتافها ، فجّر ينابيع العيون من عرانين أنوفها ، و فرّقها في سهوب بيدها و أخاديدها ، و عدّل حركاتها بالرّاسيات من جلاميدها ، و ذوات الشّناخيب الشّمّ من صياخيدها . ( 47 ) فسكنت من الميدان برسوب الجبال في قطع أديمها ، و تغلغلها متسرّبة في جوبات خياشيمها ، و ركوبها أعناق سهول الأرضين و جراثيمها ، و فسّح بين الجوّ و بينها ، و أعدّ الهواء متنسّما لساكنها ، و أخرج إليها أهلها على تمام مرافقها . ( 48 ) ثمّ لم يدع جرز الأرض الّتي تقصر مياه العيون عن روابيها ، روان كرد آب هاى چشمه‌ها از بن هاى بينى ها [ ى آن ] ، و جدا گردانيد چشمه‌ها را در بيابان [ هاى ] نرم و كوه‌ها [ ى ] آن ، و راست گردانيد حركت هاى آن را استوار از سنگ هاى بزرگ آن ، و خداوندان سرهاء كوه‌هاى بلند از سنگ هاى بزرگ آن . ( 47 ) پس آرام گرفت آن زمين از حركت كردن به استوار شدن كوه‌ها در پارهء روى آن زمين ، و داخل شدن آن جبال - در اندرون شونده - در فراخى هاى اندرون بينى ها [ ى آن زمين ] ، و ور نشستن آن كوه‌ها [ بر ] گردن هاى نرم هاى زمين ها و اصل هاى آن ، و فراخ گردانيد ميان آسمان و زمين و ميان آن ، و بساخت هوا را نسيم آورنده براى ساكنان آن ، و بيرون آورد وا آن زمين اهل آن را بر تمامى منفعت هاى آن . ( 48 ) پس از آن نگذاشت زمين خشك آنك باز ماند از او آب هاى چشمه‌ها از پشته‌هاى آن ، و نيابد جداول هاى جوى ها وسيله‌اى وا رسيدن آن پشته‌ها ، تا كه ابتدا