أثباجها ، و ترغو زبدا كالفحول عند هياجها . ( 44 ) فخضع جماح الماء المتلاطم لثقلها ، و سكن هيج ارتمائه إذ وطئته بكلكلها ، و ذلّ مستخذيا ، إذ تمعّكت عليه بكواهلها . ( 45 ) فأصبح بعد اصطخاب أمواجه ، ساجيا مقهورا ، و في حكمة الذّلّ منقادا أسيرا ، و سكنت الأرض مدحوّة في لجّة تياّره ، و ردّت من نخوة بأوه و اعتلائه ، و شموخ أنفه و سموّ غلوائه ، و كعمته على كظّة جريته ، فهمد بعد نزقاته ، و لبد بعد زيفان و ثباته . ( 46 ) فلمّا سكن هيج الماء آن ، و به هم مى آرد به هم اندازند [ ه ] هاى پشتههاى آن ، و كف مى كرد كف كردنى هم چو گشن ها نزديك ها انگيختن آن . ( 44 ) پس حقير شد سركشى آب به هم كوبنده براى گرانى بار آن زمين ، و آرام گرفت ها انگيختن انداخته شدن آن ، چو به پاى بسپرد او را به سينهء آن ، و حقير شد [ آب و ] فروتنى كننده چو مراغه كرد [ زمين ] بر او به شانههاى خود . ( 45 ) پس گشت [ آب ] - پس از بانگ و فرياد كردن موجهاى او - ساكن [ و ] قهر كرده ، و در حلقهء لگام ذلّت مطيع [ و ] اسير [ شده ] ، و ساكن شده زمين گسترده در معظم موج او ، و باز گردانيد [ آب را ] از بزرگى فخر او و بلندى او ، و بلندى بينى او [ به واسطهء گردن كشى ] ، و [ از ] بلند شدن از حد [ گذشتن ] او ، و دهن بند كرد او را بر درشتى رفتن او ، پس فرو نشست بعد از برجستن او ، و بر هم نشست پس از خراميدن و ثبات او . ( 46 ) پس آن گاه كه آرام گرفت ها انگيختن آب در زير كنف هاى زمين ، و برداشت مرتفعات كوههاى بلند بر دوش هاى آن ،
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٨٩